پاسارگارد،شوش و نقش رستم

» پاسارگارد،شوش و نقش رستم

هنگامیکه کوروش شاهنشاهی هخامنشی را بنیاد نهاد،نخستین اقامتگاه خود را در پاسارگاد در سی کیلومتری شمال شرقی تخت جمشید ساخت.


پاسارگارد احتمالا محل نبرد قطعی او با مادها بوده است.فقط بقایای بناها،نه کل مجموعه،به ما القا می کند که این مکان روزگاری چشم اندازی زیبا و متناسب داشته است:


ارگ(تل تخت) بر ارتفاعی 1900 متری بنا شده که پیرامون آن را باغ های آبیاری شده(به یونانی paradeisos)فرا گرفته اند،مجموعه ای از کاخ ها و باغ های کوشک دار،ساختمانی برای مراسم سلطنتی،ناحیه مقدس با دو آتشکده و آرامگاه کوروش به شکل خانه ای با سقفی شیب‌دار که بر پله های سنگی قرار دارد.پاسارگارد حتی پس از بنای تخت جمشید اهمیت خود را به عنوان مرکز تشریفاتی و آیینی پارس حفظ کرد.


در شوش،پایتخت کهن عیلام(خوزستان)داریوش اول کاخی بر روی صفه ای تاریخی(تپه آپادان)ساخت.این کاخ با 72 ستون خود در تالار اصلی، به عنوان الگویی برای تخت جمشید به کار رفت.افزون بر بقایای آثار هخامنشی در این محل،که قبلا در زمان های ماقبل تاریخ مسکونی بوده است،ارگی بر روی آکروپولیس یا دژ مرتفع،محله پیشه وران در شرق شهر سلطنتی و کاخ اردشیر دوم در ساحل غربی رود شاوور که شوش را مشروب می کند،قرار دارد.کاشی های لعابدار نقش برجسته شوش که تصویر شیرها،پیکره های ترکیبی و نگهبانان بر آن ها ترسیم شده شهرت دارند.نقش برجسته های سنگی،نظیر آنچه در تخت جمشید وجود دارد،در اینجا نادر است.


در آغاز دهه 1350 خورشیدی / 1970 میلادی،تندیس بسیار بزرگ بدون سری از داریوش در نزدیکی حیاط شرقی کاخ شاه در شوش پیدا شد،و این نخستین مجسمه ای است که از دوره هخامنشیان تاکنون به دست ما رسیده است.


این تندیس و قطعه همانند آن که در مصر ساخته شده،احتمالا در اصل در معبد هلیپولیس در مصر قرار داشته است.سنگنبشته طولانی تر دیگری به مصری و خط هیروگلیف در سمت چپ آن،روی خنجر،کمربند،و چهار سوی پایه سنگی وجود دارد.


این پایه سنگی همچنین حاوی نام های اقوام تابعه و تصویرهایی از نمایندگان آن هاست که برگ های نخل در دست دارند.


دانشمندان از این شواهد به این نتیجه نرسیده اند که تندیس ها در مصر بوده اند و سپس به شوش حمل شده اند.آخرین مرکز قابل توصیف شاهنشاهی هخامنشی،نقش رستم است.نام این محل که از روایتی بسیار متاخرتر سرچشمه گرفته، اشاره ای است به نقش برجسته های دوره ساسانی که می پنداشته اند نقش برجسته رستم قهرمان بزرگ فرهنگ عاميانه مردم ایران است.


این صخره بزرگ در حدود شش کیلومتری شمال _ شمال غربی تخت جمشید،که قبلا برای نقش برجسته های عیلامی به کار می رفت،در دوره هخامنشی مدفن پادشاهانی شد که دستور دادند گورهایشان با سنگ های چلیپا شکل و نقش های برجسته تزئین شود.


فقط قبر داریوش یکم به علت سنگنبشته اش کاملا شناسایی شده است،دیگر قبرها معمولا به خشایارشا،اردشیر یکم و داریوش دوم نسبت داده می شود.در جلوی صخره،کعبه زرتشت قرار دارد،که احتمال می رود داریوش آن را بنا کرده باشد و از نظر شکل و نیز احتمالا کارکرد همانند زندان سلیمان در پاسارگاد است.


گرچه ساسانیان ظاهرا آگاهی بسیار اندکی از نیاکان هخامنشی خود داشته اند به سبب اهمیت خاصی که برای این محل جهت تاریخ کشور و هویت خویش قائل بوده اند،نقش برجسته هایی به آن افزوده اند.


غیر از این کارهای با عظمت هنری هخامنشیان،بعضی نمونه های هنری کوچک تر نیز اهمیت دارند،مثلا سکه های طلایی و نقره ای که یونانیان به آن ها کمانداران می گفتند،چون تصویر قهرمانان کمانگیر شاه بر آن ها نقش شده است.


این سکه ها فقط پاداش حسرت برانگیز مزدوران یونانی شاه بزرگ و ابزارهای وحشتناک اعمال سیاست ایران در یونان و آسیای میانه نبودند،بلکه افزون بر آن همانند سنگنبشته های شاهی،نقش یادآورندگان همیشگی قدرت نظامی شاهنشاهی را نیز ایفا می کردند.


تصویرهای روی مهره ها که عمدتا به سبب انرژی شناخته شده اند که از آن ها در روی لوحه های عیلامی کشف شده در تخت جمشید بر جای مانده،نشان دهنده پیوندهای هنر هخامنشی با سنت های هنری خاور نزدیک باستانند و در عین حال گرایش سنجیده ای به ابداع و ورود اندیشه های جدید در تخیل شاهان و رعایای ایشان را نشان می دهند.


آنچه ذکرش باقی می ماند،اشیای متعلق به نوع زندگی درباریان و اشراف است،نظیر دستبندها،بازوبندها و ساق بندها،مرواریدها و گوهرها،گردنبندها،گوشواره ها،نیمتاج ها و سربندها،زینت آلات و لوازم لباس ها،سنجاق ها و کمربند ها که يا عینا به دست ما رسیده اند یا تصویر آن ها بر نقش برجسته ها وجود دارد.


نمونه های دیگر عبارتند از فلزکاری ها و پارچه های ظریف و نیز سلاح های گرانبها و سایر اشیا‌ء که یا به شاه هدیه می دادند یا از او به عنوان هدیه دریافت می کردن و موید روابط دوستی یا وابستگی متقابل میان شاه و کسی که هدیه را می داده یا می گرفته بوده است.


و سرانجام:


کارهای هنری منطقه ای یا محلی که اغلب ملهم از طرح های بزرگ تصویرهای یونانی _ رومی از شاهان هخامنشی و رعایای آن هاست،و نیز اشیای معروف به پارسی،در روی لباس ها و زینت آلات قرن پنجم آتن که اندیشه سبک زندگی ایرانی را القا می کنند.


آخرین مطالب این وبلاگ



ثبت آگهی رایگان ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
تعمیر پکیج در شیرازتعمیر پکیج در شیرازتعمیر برد پکیج در شیراز
ساخت وبلاگساخت وبلاگساخت وبلاگ رایگان
استخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده غیر حضوری



  ساخت وبلاگ